قسمت پنجاه و پنج رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
تا فتانه تکان خورد عدنان نگاهش را گرفت و با اخم های همیشگی از مقابلش رد شد. صدای فتانه را از پشت سرش شنید: _کی اومدی عدنان؟ جوابی نشنید از جایش بلند شد و به دنبال عدنان به راه افتاد. عدنان نمیتوانست توی صورت فتانه نگاه کند. زیر کتری را روشن کرد و چند قدم دور تر ایستاد. فتانه میخواست با این کم محلی ها مقابله کند. لبخندی زد و گفت: _امروز دلم برای اون روزهای اول ازدواجمون خیلی تنگ شد عدنان یک آن به سمتش برگشت و گفت: _مگه روزهای اول ازدواجمون چه خبر بوده؟؟ فتانه به اینجایش فکر نکرده بود. روزهای اول هم سرد بود. حتی به یاد نیاورد که اولین بوسه ی عدنان بر گونه اش چگونه بود. حتی آغوشی که گاهی برایش باز میکرد شاید برای رفع نیازش بود. فتانه درد خنده ای کرد و گفت:…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه