قسمت هفتاد و یک رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
آن جوان شاگرد حجره ی آن طرفتر بود. با سبحان رفاقت داشت اما عدنان برایش دیگر هیچ چیزی مهم نبود. با چشمهایی پر از آتش به او نگاه کرد و گفت: _دیگه نه اسمشو بیار، نه جلوش سبز شو… فهمیدی؟ مرد جوان میخواست پاسخ بدهد که حاج کمیل رسید و پرسید: _چه خبره اینجا؟چرا جلوی کسب مردم رو گرفتید؟ مجید جلو آمد و با احتیاط گفت: _چیزی نیست حاج آقا… یه سوءتفاهم شده بود، آقا عدنان هم… عدنان با تمسخر پوزخند زد. هنوز نفسش سنگین بود و خشم از چشمهایش میبارید: _سوءتفاهم؟ هنوز تازه چهلم برادرمتموم شده همه به زنش چشم دارن! حاج عمران صورتش سرخ شد. نگاهش را تنگ کرد و مشتش را فشرد و آن جوان با صدای بلند گفت: _ من خودم زن و بچه دارم،ناموس رفیقم ناموس منم هست این چرت و پرتا چیه؟ بازار پر…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه