قسمت هفتاد رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
مرد روی زمین افتاد و صدای همهمهی بازاریها و رهگذرها بالا گرفت. چند نفر از حجرهدارهای اطراف، از جمله مجید،بیرون دویدند تا عدنان را بگیرند: _آقا عدنان! کوتاه بیا… ولش کن! مجید از پشت، دستهای عدنان را گرفت، اما عدنان با یک حرکت خودش را رها کرد و خواست دوباره به سمت مرد خیز بردارد. آسنا که تمام بدنش از ترس و خجالت میلرزید، با صدای بلند، طوری که عدنان بشنود، گفت: _بس کنید آقا عدنان! تو رو خدا تمومش کنید! صدای لرزانِ آسنا، انگار سطل آب سردی بود که روی آتش خشمِ عدنان ریختند. سر جایش خشک شد. نفسهای سنگینش قفسهی سینهاش را به شدت بالا و پایین میکرد. نگاهش از مردی که روی زمین افتاده بود و خون گوشهی لبش را پاک میکرد، کنده شد و روی آسنا قفل ماند. آسنا با چشمهایی پر از اشک و نگاهی…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه