قسمت بیست و هفتم رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
حاج عمران نگاه تندی به دخترش انداخت و گفت: _آدم فقط توی خونه ی خودش راحته؟ _آخه خونه ی عزیز جون هم خونه ی خودشه، شاید خودش دوست داره یه مدت پیش عزیزجان بمونه. پیرمرد اخمهایش را در هم کشید: _این فضولی ها به تو نیومده،من نظرت رو نپرسیدم فقط گفتم امشب میریم دنبال آسِنا سودابه جا خورد و سرش را پایین انداخت و دیگر چیزی نگفت. خانه در سکوت فرو رفت. در همان لحظه گوشی عدنان روی سفره لرزید. نگاهی به صفحه انداخت. شماره بنگاهی بود،ابرویش بالا رفت. تماس را جواب داد: _سلام آقای شیخی! از جا بلند شد و توی حیاط رفت. گوشی را کنار گوشش گذاشت. _بله؟ صدای آقای شیخی آمد: _سلام آقا عدنان خوبید انشاالله عدنان آرام جواب داد: _خوبم!امرتون؟ _اون خونهای که گفته بودین پیدا کردم،یک واحد کوچیک و تمیزه…صاحبخونه هم یه پیرزن تنهاست ،…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه