قسمت شصت و هفت رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
عدنان لحظه ای جا خورد و سپس چشمانش را به لبهای آسنا دوخت و سپس پرسید: _ چی میگفت؟ باز نشست زیر گوش شما و گله و شکایت کرد؟ آسنا چند لحظه ای هیچ نگفت،اما بعد آرام گفت: _نذار بشم هووی رفیقم عدنان سر جایش خشکش زد. حرفش آنقدر سنگین بود که سرش تیر کشید. برای چند ثانیه حتی صدای شلوغی بازارِ پشت درِ بستهی حجره را هم نشنید. این جمله، تیزتر از هر خنجری، مستقیم وسط سینهاش نشست. عدنان نفسش را حبس کرد. به چشمهای آسنا زل زد که با وجود لرزش خفیفشان، هنوز هم با صلابت به او نگاه میکردند. سیبک گلویش دوباره بالا و پایین شد. لبهای خشکیدهاش را به زحمت تکان داد و با صدایی که بیشتر به یک نجوا میمانست، گفت: _چی دارین میگی آسنا خانوم؟…آقاجون الان داغه یه چیزی میگه آسنا درد خنده ای…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه
2 نظر درباره “قسمت شصت و هفت رمان سجده عشق”
چرا مابقی قسمت هارو نمیزارید.؟؟؟؟
سلام امروز بارگذاری میشه