قسمت پنجاه و هفت رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
چند بار دستش را روی صورتش کشید و سرش را پایین انداخت. انگار همه چیز گره خورده بود. اسم سبحان که توی ذهنش آمد، اخمش بیشتر شد. باز هم همان صورت خندان و دلسوز جلوی چشمش جان گرفت. همان برادری که همیشه جانش به جان او وصل بود. گاهی دلش میخواست از دست همه ی آن خاطره ها فرار کند، اما مگر میشد؟ سبحان حتی بعد از مرگش هم هنوز جانش بود. هم داغش در دلش مانده بود، هم غصه ی تنها بازمانده اش را میخورد. چراغ اتاق را خاموش نکرد. همانطور با رکابی سفید روی تخت دراز کشید و یک دستش را زیر سرش گذاشت. سقف را نگاه میکرد و فکرها یکی یکی از توی سرش رد میشدند. همه باهم هجوم آورده بودند و نمیگذاشتند حتی یک لحظه آرام بگیرد. شب برایش کش آمد. آنقدر که حس کرد صبح…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه