قسمت چهل و هفت رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
حاج عمران چند ثانیه هیچ نگفت. انگار آخرین جملهی آسِنا،چیز سنگین را در گلویش انداخته بود. نگاهش از زمین بلند شد و به نقطهای نامعلوم در فضا خیره مانده بود؛ جایی که کلمات دیگر به دردش نمیخوردند. آرام گفت: _خدانکنه دخترم،اینطوری نگو،خدا به تو فرصت زندگی داده،نباید ناشکری کنی! صدایش گرفته و خسته بود، مثل صدایی که سالها بار غم روی شانههایش سنگینی کرده. آسِنا تلخ خندید: _خدا بهم فرصت زندگی داده که بشم هووی رفیق چندساله م؟ یک قدم عقب رفت. انگار فاصله، تنها چیزی بود که هنوز به او اجازه نفس کشیدن میداد: _من هنوز صدای سبحان رو توی سرم میشنوم… هنوز نمیتونم باور کنم دیگه نیست. بعد شما میگین دوباره عروسِت بشم؟ چشمهایش پر از اشک شد، اما نریخت. فقط سوخت: _شما چی میخواین به من بدین حاج آقا؟ آبرو؟ آرامش؟ یا یه زندگی که خودتون براش…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه