قسمت شصت و شش رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
عدنان نفسش را با حرص بیرون داد. رو به مجید کرد و گفت: _حواست به حجره باشه،برمیگردم بعد بیآنکه منتظر جواب بماند، از کنار آسنا رد شد و کتش را برداشت،اما آسنا همانجایی که ایستاده بود گفت: _همین جا حرف میزنیم آقا عدنان عدنان در حالی که کتش را تنش میکرد و اخم هایش را در هم کشیده بود گفت: _اینجا برو بیا زیاده! _همه جا برو بیا زیاده و حرف و حدیث هم بیشتر عدنان چند لحظه ساکت ماند. نگاهش روی صورت آسنا ثابت ماند و دلش خواست یک لحظه بیشتر نگاهش کند. وقتی آسنا چادرش را زیر گلویش محکم کرد برگشت و رو به مجید گفت: _برو بیرون مجید اون تابلوی بسته هست رو هم بذار جلوی در مجید سر تکان داد و پرسید: _چیزی لازم ندارین آقا عدنان هنوز میخواست لب باز کند که آسنا گفت: _نه…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه