قسمت هجدهم رمان سجده عشق
📚✨
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
✅ دسترسی به تمام محتوای سایت
🎁 تخفیف ویژه روی خرید کتابها
📖 داستانهای جدید هر هفته
شروع عالی
📖
طرح ماهانه
49,000
تومان / ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
⭐ محبوبترین
📚
طرح سه ماهه
132,000
تومان / سه ماهه
معادل 44,000 تومان ماهانه
پسانداز 15,000 تومانی
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
ارزش عالی
🏆
طرح شش ماهه
249,000
تومان / شش ماهه
معادل 41,500 تومان ماهانه
پسانداز 45,000 تومانی
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
👑 پیشنهاد ویژه
👑
طرح یکساله
439,000
تومان / سالانه
معادل 36,580 تومان ماهانه
پسانداز 149,000 تومانی! (3 ماه رایگان)
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
🔒
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
🔄
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
💎
7 روز ضمانت بازگشت وجه
پست های مرتبط
قسمت بیستم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت نوزدهم سجده عشق
عزیزجان مات نگاهش کرد.
انگار برای اولین بار داشت عمق درد نوه اش را میفهمید.
آسِنا لبخند تل...
قسمت نوزدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت هجدهم سجده عشق
آسِنا فوری پلاک را به سینه اش فشرد. انگار میترسید دوباره از دستش بدهد.
_این آهن پاره نیست عزیز...
قسمت هفدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت شانزدهم سجده عشق
صدایش خش دار و شکسته شد:
_میدونی بدبختی چیه فتانه؟... اینکه آدم هر شب سرشو بذاره زمین و با خ...
قسمت شانزدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت پانزدهم سجده عشق
بغض فتانه ترکید:
_معلومه که خوب نیست،شوهرش مرده عدنان!
عدنان ساکت شد.
فتانه در حالی که...
قسمت پانزدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت چهاردهم سجده عشق
صدای نازک و آرام آسِنا هنوز توی گوشش میپیچید: "نه خونه ی خودمو دارم،نه کسیو..."
فکش را روی...
قسمت چهاردهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت سیزدهم سجده عشق
عدنان از حرف آسِنا شوکه شد و حرف آسِنا توی هوا معلق ماند.
عدنان چند لحظه فقط نگاهش کرد.
ان...
قسمت سیزدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت دوازدهم سجده عشق
صدای عدنان را که شنید بدنش سست شد.
همانجا ایستاد.
میان دو راهی گیر کرد.
نمی دانست در ر...
قسمت دوازدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت یازدهم سجده عشق
آسِنا مثل اسپند روی آتش بالا و پایین میپرید:
_گردنم بود تا لحظه ی آخر تو گردنم بود
دستش ر...
قسمت یازدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: بیشتر بخوانید: قسمت دهم سجده عشق
آسِنا داغ گردنبندی را به دلش نشاند که توی دستان عدنان بود.
بعد از پیاده شدن آسِنا...
قسمت دهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت نهم سجده عشق
آه عمیقی کشید و گفت:
_سبحان بارها بهم گفت یه فکری برداریم گفت دایی حسین و دایی رضا چندبار بهش گفته...
قسمت نهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت هشتم رمان سجده عشق
صورت وارفته ی آسِنا به لبهای لرزان عزیزجان افتاد.
تمام ماجرا را خوانده بود و گفت:
_بالا...
قسمت هشتم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت هفتم رمان سجده عشق
کلامی از دهان عدنان خارج نشد.
به غرورش برخورده بود.
عدنانی که انگشتش را برای هیچکس تکان...