قسمت شصت و سه رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
فتانه لب پایینش را به دندان گرفت. با لحنی که بیشتر بوی التماس میداد تا بحث، گفت: _ولی میگن بعضی مردا وقتی پدر میشن فرق میکنن… آسنا چشمهایش را بست و سرش را کمی پایین انداخت و گفت: _بعضی مردها آره اونایی که مسئولیت پذیرن ،نه عدنان! بعد مکثی کرد و محکمتر ادامه داد: _فتانه خوب فکر کن چون اگه چیزی عوض نشه، یه بچه میمونه وسطِ دو نفر که حال خودشون خوب نیست. فتانه ساکت شد. دستش را از روی شانهی آسنا برداشت و به روبهرو خیره شد و گفت: _نمیدونم چرا خدا با من این کارو کرد…گفتن خوش به حالت پسر حاج عمران اومده خواستگاریت،خبر نداشتن که پسر حاج کمیل چه آدمیه! آسنا با شنیدن این حرف، سوزشی در قفسهی سینهاش حس کرد. چقدر این دیوارها، این نام و نشانِ حاج کمیل، از بیرون برای غریبهها پر زرقوبرق…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه