قسمت پنجاه رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
اما عزیز جواب نداد. فقط یک نفس عمیق کشید که نصفه ماند. نفس عزیز کند شده بود و به سختی بالا می آمد. رنگش همانند گچ سفید شده بود آسِنا خشکش زد. چند ثانیه فقط نگاه کرد، انگار مغزش هنوز قبول نکرده بود چه شده. یک آن به خودش آمد و داد زد: _عزیز؟…چی شد؟ نگاه کن منو… اما عزیز دیگر نگاه نمیکرد. نفسش بریده بود، دستش روی سینهاش میلرزید. آسِنا یکدفعه جیغ کشید: _عمو کاظم! تو رو خدا بیاین! در اتاق با شدت باز شد. عمو کاظم با وحشت وارد شد. آسِنا با گریه فریاد زد: _زنگ بزنید آمبولانس! زود! تو رو خدا داره بدحال میشه! عمو کاظم سریع شماره ی آمبولانس گرفت. آسِنا هنوز دست عزیز را گرفته بود و با صدای شکسته تکرار میکرد: _عزیز پاشو دورت بگردم…تو رو قران غصه ی منو نخور صدای فریاد آسِنا…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه