قسمت هشتم رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
کلامی از دهان عدنان خارج نشد. به غرورش برخورده بود. عدنانی که انگشتش را برای هیچکس تکان نمیدهد حالا میخواست برای رفع گرسنه گی عزیزِ برادرش کاری کند اما آسِنا دلسردش کرد. تا وقتی که جلوی خانه ی مادربزرگ آسِنا رسید،اخم در صورتش نمایان بود و وقتی آسِنا پیاده شد،بی خداحافظی به راه افتاد. نور امیدی در دل آسِنا روشن شد و خیالش از بابت عدنان راحت شد. می دانست او هم دلش به خواسته ی حاج عمران رضا نیست. جلوی در خانه ایستاد و با سنگ چند تقه به در کوبید. صدای عزیزجانش از آنطرف حیاط به گوش رسید. پیرزن نیمه شب زا به راه شده بود و نگران در را به روی آسِنا گشود. با دیدن پژمرده ی نوه اش صورتش جمع شد. بعد از چهل روز حالا بدون مردی که همیشه همراهش بود به خانه ی او…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه