قسمت چهل و پنج رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
حاج عمران دیگر مثل قبل حرف نمیزد. تصمیمش را از قبل گرفته بود اما حالا فقط میخواست آن را طوری بگوید که کمتر زخمی کند. نگاهش را از آسِنا گرفت، چند لحظه به حیاط خیره ماند و بعد خیلی آرام گفت: _آسِنا… درِ اون خونه به روت بازه. آسِنا پلک زد. این جمله اولش برایش ساده بود، حتی یک لحظه دلش لرزید. انگار یک امید کوچک، بیاجازه سرک کشیده بود. حاج عمران ادامه داد، صدایش نرمتر شد: _هر وقت خواستی برگردی، اونجا جای توئه… هیچکس هم حق نداره بهت چیزی بگه. آسِنا نفسش را آهسته بیرون داد. برای یک لحظه کوتاه، ذهنش سمت آن شب لعنتی رفت. سمت آن حرفهایی که توی خانه،حاج عمران به عدنان میزد. حاج عمران میخواست آسنا احساس امنیت کند: _من با تو دشمن نیستم دخترم… تو از خود مایی. آسنا آرام گفت: _من نمیتونم برگردم،اونجا…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه