قسمت بیست و پنجم رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
صدای بسته شدن در، در حیاط پیچید. سکوت سنگینی میان آسِنا و عزیزجان افتاد. آسِنا میدانست چیزی در راه است. چیزی که زندگی اش را دوباره زیر و رو می کرد. آرام روی تخت چوبی نشست. دستش را روی پلاک گذاشت. فلز سرد، زیر انگشتان لرزانش بود. عزیزجان دلش لرزیده بود،آرام کنارش نشست. دست چروکیدهاش را روی سر آسِنا کشید. _الهی غمت به جونم مادر… آسِنا سرش را روی شانهی مادربزرگ گذاشت. آنقدر خسته بود که دیگر توان گریه هم نداشت. عزیز آرام گفت: _دیدی دخترم!خدا بنده شو رها نمیکنه،حاج عمران خودش مراقبته،تو هم برو درس و دانشگاه تو ادامه بده،میدونم خودش بعد تو رو میفرسته خونه ی بخت… خشم از صورت آسِنا بیرون زد و گفت: _معلوم هست چی میگید عزیز؟ _آسِنا تو جوونی سن و سالی هم نداری،لابد میخوای تا ابد به سوگواری سبحان بشینی؟ آسِنا بلند شد…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه