قسمت شصت و نه رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
عدنان نگاهش را از آسنا گرفت و به نقطهای از زمین خیره شد. چند لحظه طول کشید تا بالاخره با صدایی گرفته گفت: _تو دل من چیزی نیست که بخواد به درد فتانه بخوره زن داداش… حرف زدنم چه فایدهای داره؟ آسنا بغضش را فرو داد. دلش میخواست از طرف فتانه گریه کند، اما سکوت کرد و دیگر ادامه نداد،زیرا میدونست ادامه دادنش راه به جایی نمیبرد. عدنان انگار تازه زبان باز کرده بود و زیر لب گفت: _من هیچوقت شوهرش نبودم زن داداش. اینبار آسنا سرش را پایین انداخت. حرف عدنان تلختر از آن بود که بتواند برایش جوابی پیدا کند. عدنان دستش را روی صورتش کشید و ادامه داد: _من همون اولش هم گفتم این ازدواج به درد من نمیخوره. نه من اونی بودم که فتانه میخواست، نه فتانه اونی بود که من میتونستم دوستش داشته باشم… ولی…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه