قسمت اول رمان سجده عشق

54 بازدید
3 دقیقه
حالت شب
بزرگنمایی

خلاصه رمان:

آسِنا و فتانه دو دوست قدیمی عروس خانواده‌ی  اسم و رسم داری میشوند‌.

عدنان شوهر فتانه مردی عیاشی است که جاهل است اما سبحان نقطه ی مقابل عدنان پسری مهربان و دلسوز است اما دنیای بی رحم بعد از ۹ماه زندگی با آسِنا دختری که دوستش داشت ،جانش را می‌گیرد.

حرف و حدیث ها پشت عروس حاج عمران سپیدار،غیرت حاج آقا را بر می انگیزد و از عدنان می‌خواهد زن برادرش را عقد کند.

شروع رمان

صدای گریه ی جمعیت ،از توی حیاط بلند شد.

مانند صدای انفجاری که از دور دست به گوش می‌رسید و چیزی نمانده بود وجودشان را خراب کند.

عکس سبحان از درون دستان آسِنا بود.

قلبش از زیر آوار وجودش تکان خورد و عکس از دستانش روی زمین افتاد.

صدای مردم برایش آزار دهنده بود.

انگار بمب اتم را درون قلبش منفجر کردند:

_جنازه رو آوردن!

اشک‌هایش روانه شد.

جنازه؟

برایش واژه ی غریبی نبود.

پدر و مادرش را در کودکی از دست داده بود و حالا باید پس از ۹ماه زندگی با عشقی که برایش سنگ تمام گذاشته بود خداحافظی میکرد.

صورتش زخم بود و حریف دستانش نمیشدند .

خون از گونه هایش می‌چکید.

باید جوانی رعنا با چشمانی مشکی و ته ریش جذابش را باید به خاک می‌سپرد.

از جایش بلند شد.

فتانه رفیق قدیمی اش شانه اش را گرفت.

مثل ابر بهار می‌گریست و سمت جنازه حرکت کرد.

مردی بلند گفت:

_سکوت رو رعایت کنید میخوام پارچه رو بردارم خوبیت نداره جیغ بزنید.

آسِنا آرام به پارچه ی سفید نگاه می‌کرد.

پارچه را از صورت عشقش برداشتند.

همه سکوت کردند.

اشک هایش بی وقفه می ریخت و هیچ نمیگفت.

عدنان برادر بزرگ سبحان با چشمانی سرخ و اخم های در هم فرورفته جلو آمد.

نگاهی به نو عروس برادرش انداخت و با تشر به همسرش گفت:

_فتانه ببرش اون طرف بسه دیگه.

برای آخرین بار همه سبحان را دیدند و تمام شد.

پرونده اش در این دنیای فانی برای همیشه بسته شد.

مادرش صورتش را چنگ میزد.

دو خانوم دستانش را گرفته بودند.

خواهرش از حال رفته بود.

پدرش فریاد می‌کشید و انگار کمر کوهی خم شده بود

اما آسِنا نمی‌توانست نبودنش را باور کند.

آرام زیر لب میگفت:

_دروغه..سبحان نمرده،اون داره برای من نقش بازی میکنه

نگاهش را به فتانه دوخت و گفت:

_مگه نه فتانه؟سبحان نمرده!سبحان الان میاد،من باید برم براش خورش فسنجون درست کنم..

نگاهش را به مادربزرگش داد .

لب شیرین کرد و گفت:

_رب اناری که برام فرستادید طعم فسنجون رو عالی میکنه عزیز جون…سبحان گفت ازتون تشکر کنم،گفت یه شب فسنجون درست کنم بیایم خونه ی شما….

یک آن به خودش آمد.

لباس های سیاه را دید.

دوباره صورتش را چنگ میزد.

هیچکس نمی‌توانست آرامش کند.

همه آماده بودند تا سبحان را به سمت قبرستان هدایت کنند.

اینکه جنازه را به خانه آورده بودند خواست مادرش بود،میخواست وداع آخرش را در خانه با او بکند.

یکدفعه خانه دور سر آسِنا چرخید،حالش بد شد و از حال رفت…

لیست قسمت‌های این رمان:
قسمت اول رمان سجده عشق فعلی قسمت دوم رمان سجده عشق رایگان قسمت سوم رمان سجده عشق رایگان قسمت چهارم رمان سجده عشق رایگان قسمت پنجم رمان سجده عشق رایگان قسمت ششم رمان سجده عشق VIP قسمت هفتم رمان سجده عشق VIP قسمت هشتم رمان سجده عشق VIP قسمت نهم رمان سجده عشق VIP قسمت دهم رمان سجده عشق VIP قسمت یازدهم رمان سجده عشق VIP قسمت دوازدهم رمان سجده عشق VIP قسمت سیزدهم رمان سجده عشق VIP قسمت چهاردهم رمان سجده عشق VIP قسمت پانزدهم رمان سجده عشق VIP قسمت شانزدهم رمان سجده عشق VIP قسمت هفدهم رمان سجده عشق VIP قسمت هجدهم رمان سجده عشق VIP قسمت نوزدهم رمان سجده عشق VIP قسمت بیستم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و یکم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و دوم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و سوم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و چهارم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و پنجم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و ششم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و هفتم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و هشتم رمان سجده عشق VIP قسمت بیست و نهم رمان سجده عشق VIP قسمت سی ام رمان سجده عشق VIP قسمت سی و یکم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و دوم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و سوم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و چهارم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و پنجم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و ششم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و هفتم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و هشتم رمان سجده عشق VIP قسمت سی و نهم رمان سجده عشق VIP قسمت چهل رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و یک رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و دو رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و سه رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و چهارم رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و پنج رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و شش رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و هفت رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و هشت رمان سجده عشق VIP قسمت چهل و نه رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و یک رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و دو رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و سه رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و چهار رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و پنج رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و شش رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و هفت رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و هشت رمان سجده عشق VIP قسمت پنجاه و نه رمان سجده عشق VIP قسمت شصت رمان سجده عشق VIP قسمت شصت و یک رمان سجده عشق VIP قسمت شصت و دو رمان سجده عشق VIP قسمت شصت و سه رمان سجده عشق VIP

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *