قسمت شانزدهم رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
بغض فتانه ترکید: _معلومه که خوب نیست،شوهرش مرده عدنان! عدنان ساکت شد. فتانه در حالی که غذای عدنان را گرم میکرد آرام گفت: _دلم براش میسوزه…امشب وقتی رفت،انگار یه چیزی ته نگاش بود…انگار ترسیده بود. عدنان با شنیدن این حرف،سرش را پایین انداخت. دوباره آسِنا میان ذهنش جان گرفت. صورت رنگ پریده اش… چشمهای عسلیِ خیسش… مژه های بلندی که از اشک به هم چسبیده بودند… لحن آرام و شکسته ی صدایش وقتی گفت: «نه خونه ی خودمو دارم،نه کسیو…» دل عدنان تیر کشید. چطور ممکن بود دختری که تا دو ماه پیش با ذوق،ظرف غذا دستش میگرفت و برای سبحان به حجره میرفت،حالا انقدر تنها شده باشد که دنبال سقفی جدا برای خودش بگردد؟ یادش افتاد یکبار سبحان خندیده بود و گفته بود: _زنم وقتی غذا میکشه انگار میخواد یه لشکر رو سیر کنه! بعد ظرف را جلو عدنان…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه