بلاگ
قسمت بیستم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت نوزدهم سجده عشق
عزیزجان مات نگاهش کرد.
انگار برای اولین بار داشت عمق درد نوه اش را میفهمید.
آسِنا لبخند تل...
قسمت نوزدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت هجدهم سجده عشق
آسِنا فوری پلاک را به سینه اش فشرد. انگار میترسید دوباره از دستش بدهد.
_این آهن پاره نیست عزیز...
قسمت هجدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت هفدهم سجده عشق
مرور خاطرات داشت دیوانه اش میکرد.
عدنان خیره به تاریکی پنجره به یاد آورد که سبحان همیشه نگران ...
قسمت هفدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت شانزدهم سجده عشق
صدایش خش دار و شکسته شد:
_میدونی بدبختی چیه فتانه؟... اینکه آدم هر شب سرشو بذاره زمین و با خ...
قسمت چهل و هشتم سرگذشت مارال
بیشتر بخوانید: قسمت چهل و هفتم سرگذشت مارال
آروم کنار هم توی پیادهرو راه میرفتیم.
پیرزن هر چند قدم یه بار نگاهم میکرد تا مطم...
قسمت چهل و هفتم سرگذشت مارال
بیشتر بخوانید: قسمت چهل و ششم سرگذشت مارال
پیرزن کنار سفره نشسته بود و داشت نون تازه رو تکه میکرد. بخار چای توی هوا میپیچید و نور ...
قسمت چهل و ششم سرگذشت مارال
بیشتر بخوانید: قسمت چهل و پنجم سرگذشت مارال
یه لحظه دستم روی شکمم رفت.
بچه شروع به تکون خوردن کرد و گفتم:
_ببخش دخترم…
صدا...
قسمت شانزدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت پانزدهم سجده عشق
بغض فتانه ترکید:
_معلومه که خوب نیست،شوهرش مرده عدنان!
عدنان ساکت شد.
فتانه در حالی که...
تندخوانی چیست؛ راهنمای کامل افزایش سرعت مطالعه
در دنیای پرمشغله امروز، بسیاری از افراد فرصت کافی برای مطالعه کتابها، رمانها و منابع آموزشی مورد علاقه خود را ندارند. به همین دلیل، ت...
قسمت پانزدهم رمان سجده عشق
بیشتر بخوانید: قسمت چهاردهم سجده عشق
صدای نازک و آرام آسِنا هنوز توی گوشش میپیچید: "نه خونه ی خودمو دارم،نه کسیو..."
فکش را روی...