قسمت چهل و چهارم رمان سجده عشق
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
قلب آسِنا ایستاد اما فتانه ادامه داد: _به خدا من بدون تو کم میارم. اشک در چشمهای آسِنا جمع شد. چه تناقض تلخی! فتانه از او میخواست بماند. و همان لحظه بیرون از اتاق، مردهایی نشسته بودند که میخواستند ماندنش را به شکلی دیگر رقم بزنند. چند ثانیه بعد صدای عزیز از پشت در شنیده شد: _دخترها… نمیخواید بیاید بیرون؟ فتانه لبخند زد و بلند شد. صدای حرف ها هنوز توی فضای اتاق پیچیده بود. آسنا با پیراهن سبز رنگ، روسری همرنگ همان لباس زیر چادرش وارد اتاق شد. عدنان با دیدن چهره ی رنگ و رو گرفته ی آسنا آرام گلویش را صاف کرد و سعی کرد او را نظاره نکند. حتج خانوم قربان صدقه اش میرفت. سودابه زیر چشمی شوهرش را می پایید که مبادا آسنا را نگاه کند. عمو کاظم زیر لب سرفهای کرد و بعد دستش…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه