قسمت بیست و دوم سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
نفس توی سینهم گیر کرده بود. دستم هنوز روی دستگیره بود، اما انگار جون نداشتم فشارش بدم. گفتم: _نمیام پایین… صدام اونقدر آروم بود که خودم هم به زور شنیدم. احمد مکث کرد. بعد خم شد، سرش رو آورد نزدیک شیشه و گفت: _چی گفتی؟ نگاهش نکردم. فقط به جلو خیره شدم. درِ ماشین رو باز کرد. دستم رو گرفت و گفت: _لوسبازی درنیار… پیاده شو. دستش داغ بود، اما من یخ کرده بودم. بدون اینکه مقاومتی کنم، پام رو روی زمین گذاشتم. چمدون رو برداشت و جلوتر راه افتاد. من چند قدم عقبتر بودم و آروم حرکت میکردم. مثل کسی که داره به سمت یه جای نامعلوم کشیده میشه. دیوارهای کثیف،یه تشت شکسته و پنجرههایی که انگار سالها باز نشده بودن من رو به وحشت انداخته بود. دلم فرو ریخت. احمد جلوی در ایستاد. کلید انداخت. در با یه…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه