قسمت هجدهم سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
هوا تاریک شد. روی تخت نشسته بودم و هنوز اشک چشمم خشک نشده بود. مریم وارد اتاق شد. صورتش غم داشت. کیف لوازم آرایش توی دست هاش بود به همراه یک روسری سفید. متعجب نگاهش کردم. جلوتر اومد و گفت: _مارال منو ببخش مجبورم یکم آرایشت کنم! قلبم از ترس و خشم روز پر میزد. لال شده بودم و با ترس نگاهش کردم: _چرا مریم؟ کرم پودری از کیف درآورد و روی صورتم چند نقطه گذاشت و گفتم: _چکار میکنی مریم چه خبره؟ قطره ای اشک از گوشه ی چشمش جاری شد و گفت: _میدونم مامانم بعد این کار دق میکنه ولی بابام…. تمام حرفش رو خوندم و مثل یک عروسک بی حرکت وایستادم. بعد از آرایش،روسری سفید رو،روی سرم انداخت و زیر گلوم گره داد و گفت: _دلم نمیخواست این اتفاق بیفته! حرف نزدم. شوک شده بودم و زبونم…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه