قسمت چهل و ششم سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
یه لحظه دستم روی شکمم رفت. بچه شروع به تکون خوردن کرد و گفتم: _ببخش دخترم… صدام بین بخار گم شد. نمیدونستم برای چی معذرت میخوام… برای این زندگی؟ برای ترسهام؟ یا برای اینکه نتونسته بودم مادر خوبی باشم حتی قبل از به دنیا اومدنش؟ با صدای تقه ی در از فکر و خیال خلاص شدم: _زود بیا بیرون مادر آبش زود سرد میشه! سریع شیر آب رو بستم و حوله رو دور تنم پیچیدم. وقتی از حموم بیرون اومدم، موهام نمدار بود و پیراهن گلگلی پیرزن تنم بود. لباسی که انقدر برام راحت بود و بوی تمیزی میداد. همون لحظه بوی غذا توی خونه پیچید. بوی سوپ داغ که حالا خیلی میچسبید. پیرزن از آشپزخونه صدام زد: _بیا مادر… یه کم بخور جون بگیری. آروم سمت آشپزخونه رفتم. سفره کوچیکی روی زمین انداخته بود و کاسهی سوپ رو جلوم…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه