قسمت سی و سوم سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
سعی میکردم اهمیت ندم ولی فایده نداشت. گاهی توی آشپزخونه صدای پچ پچ میومد و این منو آزار میداد. ماه چهارم بارداریم شد و دکتر گفت دیگه نیازی به استراحت مطلق ندارم. خوشحال شدم و توی راه به احمد گفتم: _خب خداروشکر دیگه المیرا میتونه بره سر زندگیش اخم های احمد توی هم رفت و گفت: _المیرا کسی رو نداره و تا زمانی که تو زایمان کنی پیش ماست معترضانه گفتم: _اما من راحت نیستم میخوام تنها باشم…یه زن جوون و خوشگل توی خونه ست و تو هم بدت نمیاد باهاش شوخی و بگو بخند کنی! احمد یهو جا خورد و پاش رو روی گاز گذاشت و تند می رفت که گفتم: _احمد چکار میکنی؟؟بچه م با عصبانیت گفت: _تو غلط میکنی به من تهمت میزنی من صلاح تو رو میخوام…خودت کس و کار داری؟اونم مثل تو حالا یکم بیشتر…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه
2 نظر درباره “قسمت سی و سوم سرگذشت مارال”
قسمت بعد کی منتشر میشه؟
سلام وقت بخیر، ما در هر هفته بروز رسانی هایی برای سایت داریم و قسمت های جدید قرار میگیره.