قسمت چهل و یکم سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
بازپرس نگاهی به مامور خانوم انداخت و بعد پرسید: _خانواده ت کجان؟ سرم رو پایین گرفتم و اشکهام میریخت و بعد گفتم: _مامانم ولم کرده،بابامم مرده …رفتم خونه ی عموم که سایه سرم بشه،اما شدم نون خور اضافه…احمد برادر زن عموم بود و زن عموم هم ازش دل خوشی نداشت،اما وقتی حرفهای عمومو شنیدم درس و مدرسه رو ول کردم و شدم زن احمد..توی یه خونه ی خرابه با وسایل درب و داغون! اشک مجال حرف زدن نداد. مامور خانوم دست روی شونه م گذاشت و گفتم: _من اگه آزاد بشم همون خونه ی درب و داغونم ندارم،با این بچه کجا برم!؟خونه عموم؟منِ نون خور اضافه رو چسبوند به برادرزنش که حالا دارم میفهم چه کثافتی بوده،حالا با این بچه منو قبول میکنه؟؟ چشم به هم فشردم و گفتم: _منو بفرستید بازداشتگاه آقای باز پرس،از من گذشت دیگه هیچوقت آدم…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه