قسمت پنجاه و سه سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
لباسمو عوض کردم. دستم میلرزید. هر بار که به شکمم نگاه میکردم، باورم نمیشد تا چند ساعت دیگه دخترم رو میبینم. اما شاید هم وسط ایندرد میمردم. پرستار دوباره برگشت و گفت؛ _همراهت کیه؟ چشم به هم فشردمو گفت: _یه پیرزن مهربون، مادرجان. لبخند زد وگفت: _همون خانوم مسنی که بیرونه؟ سر تکون دادم که گفت: _خیلی نگرانته…نوه شونی؟ نمیدونستم چرا شنیدن این جمله اشکم رو درآورد و توی دلم گفتم کاش" می بود" پرستار چیزی نپرسید. انگار چهره م تغییر کرده بود. فقط شونهم رو آروم فشار داد و گفت: _همه چیز خوب پیش میره. سعی کن نفسهات منظم باشه. هنوز جملهاش تموم نشده بود که درد، با شدت بیشتری برگشت. این بار نفسم بند اومد. ناخودآگاه لبه تخت رو چنگ زدم.. پرستار سریع نزدیکم شد و گفت: _نترس دختر خوب… آروم نفس بکش… عمیق… اما انگار صداها از…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه