قسمت بیست و یکم سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
هیچکس چیزی نگفت. فقط صدای قاشق احمد بود که به بشقاب میخورد. من هنوز لقمهای که توی دهانم گذاشته بود، قورت نداده بودم. گلوم نمیپذیرفت. شروع به عوق زدن کردم و داشتم بالا میآوردم که زنعمو جلوتر اومد. چشمهاش قرمز بود. آروم، اما محکم گفت: _مارال، اگه نمیتونی نخور دخترم عمو با عصبانیت روی سفره کوبید: _تو دخالت نکن طیبه! زیادی لوسش کردی! زنعمو این بار ساکت نشد. صداش لرزید، ولی ایستاد: _یادگار برادرته…دست تو امانته اصلا اینو میفهمی؟؟ سکوت سنگینی افتاد. احمد قاشق رو گذاشت. سرش رو کج کرد و با یه لبخند سرد گفت: _از امشب دیگه زن منه ،امانت هیچ کس دیگه ای هم نیست. قلبم فرو ریخت. زنعمو یه قدم جلوتر اومد، بازوی منو گرفت و میخواست منو از وسط سفره بلند کنه. گفت: _بریدین و دوختین،اسم این دختر رو توی شناسنامهی احمد آوردین…..نمیذارم دستت بهش…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه