قسمت چهل و نهم سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
و بعد به پیرزن نگاه کرد و گفت: _مادرجان حواست بهش باشه امروز فرداست دردش بگیره،راضیش کن معاینه انجام بدم وگرنه باز باید فردا بیای پیرزن به صورت من نگاه کرد و گفت: _الان دخترم آماده نیست فردا دوباره میارمش وقتی که گفت دخترم دلم یه حالی شد و کاش میشد من هم مادر صداش کنم. با حرفش نفس تازه ای کشیدم و بعد سمت در خروجی راه افتادم که پیرزن گفت: _میریم بیرون یه دور هم میزنیم لبخند زدم و تشکر کردم. چند قدمی پیاده رفتیم و وقتی به بازار رسیدیم، از شلوغی جا خوردم. مدتها بود بین آدمهای راه نرفته بودم. مردمی که خرید میکردن، بچههایی که میدویدن. انگار همه زندگی خودشونو داشتن. پیرزن جلوی یه مغازه سیسمونی ایستاد و بعد رو به من گفت: _بیا ببینیم برای دختر خانوم چی میخوایم سرجام خشک شدم و گفتم: _برای……
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه