قسمت پنجاه و پنج سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
_کدوم… آقا؟ _همون آقایی که همراه اون خانوم مسن اومده بود آخه چند بار از پشت در حالتون رو پرسید. من اشتباه کردم و فکر کردم همسر شماست. همون لحظه درِ اتاق آروم باز شد. مادرجان با چادر سفیدش وارد شد. همین که چشمش به من افتاد، با عجله خودش رو بالای سرم رسوند. دستم رو بین دستهای گرمش گرفت و با صدایی که از نگرانی میلرزید گفت: _دورت بگردم مادر… بهتری؟ الهی فدات بشم، جونم به لبم رسید. بغضم ترکید و اشک از گوشه چشمم سرازیر شد. خیلی آروم گفتم: _فکر کردم… احمد اومده… مادرجان دست روی موهام کشید و کشید و گفت: _نه مادر… خیالت راحت. اون نمیتونه هیچ جا بیاد تازه اگه زنده باشه سرم رو پایین انداختم. از اینکه واسه مرگ احمد ناراحت نبودم حس بدی گرفتم. مادرجان با مهربونی ادامه داد: _رضا بود… همون پسر…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه