قسمت شصت و یک سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
مادرجان دستش رو زیر چونهاش گذاشت و گفت: _خب مادر… چه اسمی توی دلت هست؟ چشمهام رو به صورت دخترم دوختم. اسمهای زیادی از ذهنم رد شد، اما هیچکدوم اون حسی رو که میخواستم نداشت. آروم گفتم: _میخوام اسمش… رستا باشه. ریحانهخانوم لبخند زد و من ادامه دادم _حس میکنم یعنی دوباره شروع کردن. انگار دخترم اومده که منم از نو شروع کنم. مادرجان لبخند پهنی زد و دستش رو روی سرم کشید: _چه اسم قشنگی مادر… الهی خودش هم برات شروع یه زندگی قشنگ باشه. آقا محسن هم لبخند زد و گفت: _رستا… اسم خوبیه. برای اولین بار اسم دخترم رو با صدای بلند تکرار کردم،انگار با گفتن اسمش، بیشتر باور کردم که واقعاً مادر شدهام. آقا محسن چند لحظه به نوزاد نگاه کرد و بعد از جاش بلند شد و گفت: _مادر، من باید برم. چندتا کار اداری…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه