قسمت شصت و دو سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
با کمترین صدایی، مثل پر کاهی که روی آب بلغزه، از خواب پریدم. چشمهام به سختی باز شد. اول، توی اون نیمهتاریکیِ خواب و بیداری، خیال کردم مادرجان بالای سرم نشسته،اما وقتی سرم رو چرخوندم، سایهی زنی رو دیدم که کنار پنجره، خیره به بیرون ایستاده بود. چند لحظه،ماتم برد. زن تا متوجه تکون خوردنم شد، به سمتم برگشت. لبخند گرمی روی لبش داشت: _ بیدار شدی مادر؟ صدای مهربونش، مثل آب روی آتیش بود و به من جرات داد تا کلامی حرف بزنم: _ ببخشید… شما؟ اون زن جلوتر اومدو گفت: _ من مادرِ رضام! لبخند کوچیکی روی لبهام نشست و گفتم: _ببخشید نشناختم _ خب منو ندیدی که بشناسی عزیزم چشمهام دنبال مادرجان و ریحانه خانوم میگشت و اون خانوم هم متوجه شد و گفت: _مادرجان و عروسشون رفتن عیادت بیمار گفتن من بیام مراقبت باشم سری تکون…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه