قسمت پنجاه و نه سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
آهسته بلند شدم. ریحانهخانوم دستم رو گرفت و تا جلوی اتاق همراهیم کرد و گفت: _حوله و لباس تمیز برات گذاشتم. چشمهام رو باز و بسته کردم و گفتم: _شما خیلی زحمت میکشید… _این چه حرفیه؟ برو عزیزم دوش بگیر بعد هم بیا بخواب تا خوب استراحت کنی! وارد حمام شدم و در رو بستم. آینه روبهروی من بود و من مدتها بود با آینه غریبه شده بودم. به صورتم نگاه کردم. چهرهم خسته بود، موهام نامرتب و چشمهام از بیخوابی گود افتاده بود. دستم رو روی صورتم کشیدم. چقدر عوض شده بودم و دیگه خبری از اون دختر بچه ی پر شور و شوق نبود. وارد حمام قدیمی مادرجان شدم و شیر آب رو باز کردم. آب گرم روی دستهام ریخت و بعد بخار کمکم فضای حمام رو پر کرد. چشمهام رو بستم و برای چند دقیقه هیچ صدایی…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه