قسمت پنجاه و هفت سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
همه با هم وارد خونه شدیم. همون خونهی قدیمی که حالا بوی اسپند و گلاب توش پیچیده بود. مادرجان جلوتر راه میرفت و مدام برمیگشت نگاهم میکرد تا مطمئن بشه حالم خوبه. همین که به ایوان رسیدیم، رو به رضا گفت: _آقا رضا، بیا داخل پسرم… یه استکان چای بخور، بعد برو. رضا لبخند مؤدبانهای زد و گفت: _نه خاله، شما خستهاین. من دیگه مزاحم نمیشم. مادرجان اخم ساختگی کرد. _از کی تا حالا تو واسه ما مزاحمی؟ رضا خندید و گفت: _جمع خانوادگیه مادرجان فرصت برای چای خوردن زیاده بعد نگاهی کوتاه به بچه که توی بغلم بود، انداخت و گفت؛ _خداحافظ… انشاءالله همیشه سلامت باشین. آروم جواب دادم: _ممنون،زحمت کشیدین.. رضا سری تکون داد و از حیاط بیرون رفت. در که بسته شد، سکوت عجیبی خونه رو گرفت. کنار اتاق یه تشک بود و یه تشک کوچیک برای…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه
1 نظر درباره “قسمت پنجاه و هفت سرگذشت مارال”
سلام.بقیهدقسمت های مارالم بزارید دیگه.هر دوهفته یه قسمت میزارین