قسمت پنجاه و شش سرگذشت مارال
پیشنمایش این قسمت
درباره این قسمت از داستان
تمام مسیر تا خونه، دخترم خواب بود. من اما هر چند ثانیه یکبار قنداقش رو کنار میزدم تا مطمئن بشم نفس میکشه. مادرجان با خنده گفت: _همه مادرها روزای اول همینجورن. خجالت کشیدم و چیزی نگفتم. ماشین جلوی خونه ایستاد. رضا پیاده شد و در رو باز کرد. مادرجان آروم گفت: _مواظب باش مادر… یواش پیاده شو. با احتیاط از ماشین پایین بیرون اومدم و هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بودیم که یه خانوم نسبتا جوون با منقل اسپند جلو اومد و بعد صدای مردی از داخل حیاط اومد: _رسیدن؟ با شنیدن صدا، بیاختیار ایستادم. همین که وارد حیاط شدم، چشمم به مردی افتاد که کنار تخت قدیمی حیاط ایستاده بود. چند لحظه طول کشید تا شناختمش. بازپرس؟ کنارش هم زنی از چهره ش مهربونی میبارید وایستاده بود. بازپرس وقتی منو دید، جلو اومد. نگاهش اول روی دخترم مکث کرد.…
ادامه این قسمت برای اعضای ویژه ریوان قابل مطالعه است.
دسترسی ویژه به تمام داستانها و رمانهای ریوان
این بخش از محتوا مخصوص اعضای ویژه ریوان است. با انتخاب یکی از پلنهای زیر، به تمام داستانهای اختصاصی، رمانهای نایاب و قصههای کودکانه دسترسی نامحدود پیدا کنید.
طرح ماهانه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 3% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- 🔄 قابلیت تمدید خودکار
طرح سه ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 7% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح شش ماهه
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 10% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
طرح یکساله
- ✅ دسترسی کامل به تمام محتوای سایت
- 🎁 18% تخفیف روی تمام محصولات فروشگاه
- 📚 دسترسی به رمانهای اختصاصی
- 👶 قصههای کودکانه روزانه
- ⭐ دسترسی زودهنگام به داستانهای جدید
- 💎 پشتیبانی VIP و اولویت پاسخگویی
پرداخت امن از طریق درگاههای معتبر
قابلیت لغو اشتراک در هر زمان
7 روز ضمانت بازگشت وجه