Skip to navigation Skip to main content
ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…
لوگوی سایت ریوان
ورود / ثبت نام
0 آیتم 0 تومان
منو
لوگوی سایت ریوان
0 آیتم
  • ریوان
  • رمان
    • رمان عاشقانه
    • رمان اجتماعی
    • رمان سریالی
    • رمان هیجانی
    • رمان طنز
  • داستان
    • داستان عاشقانه
    • داستان سریالی
    • داستان کوتاه
  • قصه کودکان
    • قصه کودکان 3 تا 6 سال
      • قصه شب
      • قصه آموزنده
    • قصه کودکان 7 تا 10 سال
      • داستان کوتاه کودک
      • داستان ماجراجویانه
    • قصه کودکان 11 تا 14 سال
      • رمان کودکانه
      • داستان سریالی کودک
  • کتاب صوتی
    • کتاب صوتی کودکان
    • کتاب صوتی نوجوانان
    • کتاب صوتی بزرگسالان
  • شعر
    • شعر کودکانه
    • شعر بزرگسالان
  • فروشگاه
  • بلاگ
  • درباره نویسنده
  • تماس با من
  • حساب کاربری من
قسمت پنجاه و شش سجده عشق
27 تیر

قسمت پنجاه و شش رمان سجده عشق

نفس عمیقی کشید و از روی تخت بلند شد. قدم هایش آرام بود. فتانه با دیدن اینکه عدنان که سمتش قدم برداشته بود،بی اختیار خشک شد. دل...
به خواندن ادامه دهید
قسمت پنجاه و چهار سرگذشت مارال
24 تیر

قسمت پنجاه و چهار سرگذشت مارال

وقتی منو قسمت ریکاوری بردن،توی ریکاوری از شدت خستگی چشمهام رو بسته بودم که، صدای آروم پرستار رو شنیدم. _ یه نفر بیرون منتظره که بچه ...
به خواندن ادامه دهید
قسمت پنجاه و سه سرگذشت مارال
24 تیر

قسمت پنجاه و سه سرگذشت مارال

لباسمو عوض کردم. دستم می‌لرزید. هر بار که به شکمم نگاه می‌کردم، باورم نمی‌شد تا چند ساعت دیگه دخترم رو می‌بینم. اما شاید هم وس...
به خواندن ادامه دهید
قسمت پنجاه و دو سرگذشت مارال
24 تیر

قسمت پنجاه و دو سرگذشت مارال

چشم‌هاش پر اشک شد اما لبخند زد و گفت: _همه می‌ترسن مادر... ولی خدا هواتو داره. چند دقیقه بعد ماشین جلوی اورژانس بیمارستان توقف کر...
به خواندن ادامه دهید
رمان مناسب نوجوانان
24 تیر

معرفی 15 رمان مناسب نوجوانان

کتاب‌خوانی برای نسل جوان، پنجره‌ای رو به جهان‌های ناشناخته است که مرزهای تجربه‌های زیسته آنان را فراتر می‌برد. آنان با همزادپنداری با ق...
به خواندن ادامه دهید
قسمت پنجاه و پنج سجده عشق
23 تیر

قسمت پنجاه و پنج رمان سجده عشق

تا فتانه تکان خورد عدنان نگاهش را گرفت و با اخم های همیشگی از مقابلش رد شد‌. صدای فتانه را از پشت سرش شنید: _کی اومدی عدنان؟ ج...
به خواندن ادامه دهید
قسمت پنجاه و چهار سجده عشق
23 تیر

قسمت پنجاه و چهار رمان سجده عشق

چای را دم کرد و آرام به اتاق برگشت. جلوی آینه ایستاد و موهایش را مرتب کرد. کرم کمی به صورتش زد و رژ لب کمرنگی کشید. پیراهن صور...
به خواندن ادامه دهید
بهترین اشعار فارسی برای کودکان در کتاب شعر کودک
22 تیر

بهترین اشعار فارسی برای کودکان

شعر، یکی از نخستین پل‌هایی است که کودک را به دنیای زبان، تخیل و احساسات پیوند می‌دهد. بهترین اشعار فارسی برای کودکان تنها چند جمله آهنگ...
به خواندن ادامه دهید
قسمت پنجاه و سه سجده عشق
20 تیر

قسمت پنجاه و سه رمان سجده عشق

عزیز سرش را برگرداند: _کدوم خونه؟ آسِنا دست عزیز را فشرد بعد با لبخند گفت: _خونه ی خودم. قلب عزیز آرام لرزید،اما آسنا تصمیم...
به خواندن ادامه دهید
قسمت پنجاه و دو سجده عشق
20 تیر

قسمت پنجاه و دو رمان سجده عشق

اشک دوباره در چشم‌های آسِنا جمع شد. دست هایش را بوسید و گفت: _خدا نکنه عزیز... عزیز لبخند کم‌جانی زد: _مرگ من که اینجوری یو...
به خواندن ادامه دهید
بارگذاری پست های بیشتر
در حال بارگیری...
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای ریوان محفوظ است. کپی برداری جرم رایانه ای محسوب می شود. طراحی و توسعه: علی زهدی
شروع به نوع تا پست های آیتم نظر خود را ببینید.
  • ریوان
  • رمان
    • رمان عاشقانه
    • رمان اجتماعی
    • رمان سریالی
    • رمان هیجانی
    • رمان طنز
  • داستان
    • داستان عاشقانه
    • داستان سریالی
    • داستان کوتاه
  • قصه کودکان
    • قصه کودکان 3 تا 6 سال
      • قصه شب
      • قصه آموزنده
    • قصه کودکان 7 تا 10 سال
      • داستان کوتاه کودک
      • داستان ماجراجویانه
    • قصه کودکان 11 تا 14 سال
      • رمان کودکانه
      • داستان سریالی کودک
  • کتاب صوتی
    • کتاب صوتی کودکان
    • کتاب صوتی نوجوانان
    • کتاب صوتی بزرگسالان
  • شعر
    • شعر کودکانه
    • شعر بزرگسالان
  • فروشگاه
  • بلاگ
  • درباره نویسنده
  • تماس با من
  • حساب کاربری من
  • ورود / ثبت نام
سبد خرید
بستن

تماس با ما

آیدی روبیکا: @M_ehsaniyan
فروشگاه
0 آیتم سبد خرید
حساب کاربری من