Skip to navigation Skip to main content
ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…
لوگوی سایت ریوان
ورود / ثبت نام
جستجو کنید
0 آیتم 0 تومان
منو
لوگوی سایت ریوان
0 آیتم 0 تومان
  • ریوان
  • رمان
    • رمان عاشقانه
    • رمان اجتماعی
    • رمان سریالی
    • رمان هیجانی
    • رمان طنز
  • داستان
    • داستان عاشقانه
    • داستان سریالی
    • داستان کوتاه
  • قصه کودکان
    • گروه سنی 3 تا 6 سال
      • قصه شب
      • قصه آموزنده
    • گروه سنی 7 تا 10 سال
      • داستان کوتاه کودک
      • داستان ماجراجویانه
    • گروه سنی 11 تا 14 سال
      • رمان کودکانه
      • داستان سریالی کودک
  • کتاب صوتی
    • کتاب صوتی کودکان
    • کتاب صوتی نوجوانان
    • کتاب صوتی بزرگسالان
  • شعر
    • شعر کودکانه
    • شعر بزرگسالان
  • فروشگاه
  • بلاگ
  • درباره نویسنده
  • تماس با من
  • حساب کاربری من

داستان

صفحه اصلیبایگانی بر اساس دسته "داستان"صفحه 9
۰۷ مرداد
داستان, داستان سریالی

سرگذشت سلاله پارت ششم

ارسال شده توسط ریوان
فروردین 11, 1405
0
پارت ششم رسول برگشت. با دو تا نون و یه بطری آب. از گرسنگی نفهمیدم چطور نون رو می بلعیدم که یه دفعه نگاه رسول رو دیدم. توی صورتم خیره بو...
به خواندن ادامه دهید
۰۷ مرداد
داستان, داستان سریالی

سرگذشت سلاله پارت پنجم

ارسال شده توسط ریوان
فروردین 11, 1405
0
پارت پنجم هوا سرد بود، اما بوی آزادی، مثل نسیم داغ دشت توی صورت‌هامون می‌کوبید. هنوز دویست متر دور نشده بودیم که یه صدای بلند از پشت سر...
به خواندن ادامه دهید
۲۹ تیر
داستان, داستان سریالی

سرگذشت سلاله پارت چهارم

ارسال شده توسط ریوان
فروردین 11, 1405
0
پارت چهارم اون شب، وقتی دوباره مست و بی‌هوش شد، رسول آروم بهم گفت: ـ من یه موتور دارم.قایمش کردم پشت یکی از دیوارای این خرابه. می‌تونیم...
به خواندن ادامه دهید
۲۹ تیر
داستان, داستان سریالی

سرگذشت سلاله پارت سه

ارسال شده توسط ریوان
فروردین 11, 1405
0
پارت سوم رسول دوباره پرسید، این بار آروم‌تر: ـ اسمت چیه؟ از چی می‌ترسی؟ لب‌هامو جویدم. انگار صدام تو گلوم گیر کرده بود. نگاهش فرق داشت....
به خواندن ادامه دهید
۲۸ تیر
داستان, داستان سریالی

سرگذشت سلاله پارت دو

ارسال شده توسط ریوان
فروردین 11, 1405
0
پارت دوم ولی من چشم‌هامو بستم. خودمو یه گوشه کشیدم. نزدیکم شد تمام دردهام توی سینه خفه شد و اون جلو تر اومد. انقدر نزدیک که بوی گند تنش...
به خواندن ادامه دهید
۲۸ تیر
داستان, داستان سریالی

سرگذشت سلاله پارت یک

ارسال شده توسط ریوان
فروردین 11, 1405
0
زندگی سلاله پارت اول من سلاله هستم. دختری که توی فقر و بدبختی بزرگ شدم. هنور ۱۳ساله بودم که پدر معتادم منو فروخت به مردی که همسن خودش ...
به خواندن ادامه دهید
۱۶ تیر
داستان, داستان سریالی

قسمت آخر سرگذشت فریبا

ارسال شده توسط ریوان
فروردین 11, 1405
0
دیگه عقل برای من تصمیم نگرفت و من تسلیم احساسم شدم احساسی که باعث شد شرافتم رو از دست بدم. وقتی همه چی تموم شد به خونه برگشتم. منتظر ...
به خواندن ادامه دهید
  • «
  • ‹
  • 7
  • 8
  • 9
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای ریوان محفوظ است. کپی برداری جرم رایانه ای محسوب می شود. طراحی و توسعه: علی زهدی
شروع به نوع تا پست های آیتم نظر خود را ببینید.
  • ریوان
  • رمان
    • رمان عاشقانه
    • رمان اجتماعی
    • رمان سریالی
    • رمان هیجانی
    • رمان طنز
  • داستان
    • داستان عاشقانه
    • داستان سریالی
    • داستان کوتاه
  • قصه کودکان
    • گروه سنی 3 تا 6 سال
      • قصه شب
      • قصه آموزنده
    • گروه سنی 7 تا 10 سال
      • داستان کوتاه کودک
      • داستان ماجراجویانه
    • گروه سنی 11 تا 14 سال
      • رمان کودکانه
      • داستان سریالی کودک
  • کتاب صوتی
    • کتاب صوتی کودکان
    • کتاب صوتی نوجوانان
    • کتاب صوتی بزرگسالان
  • شعر
    • شعر کودکانه
    • شعر بزرگسالان
  • فروشگاه
  • بلاگ
  • درباره نویسنده
  • تماس با من
  • حساب کاربری من
  • ورود / ثبت نام
سبد خرید
بستن

تماس با ما

آیدی روبیکا: @M_ehsaniyan
فروشگاه
0 آیتم سبد خرید
حساب کاربری من