رمانرمان سریالی

قسمت نهم عمارت آقا سلیم

با صدای نازکی گفت:

_حالا کجا هست این جایی که میگین؟
_دخترا اسمشو گذاشتن “عمارت آقا سلیم”
ساحل ساکت شد و بعد چند دقیقه معصومانه خوابش برد چیزی نمونده بود که برسیم باید به ساحل میگفتم به دخترا درمورد عقد چیزی نگه کنار جاده وایسادم و آروم تکونش دادم با چشمای پف کرده میل شد و گفت :
_رسیدیم؟
_هنوز حرفای من تموم نشده بود که شما خوابیدی
با چشمای نیمه باز بهم نگاه کرد تا حرف بزنم:
_ساحل خانوم… دخترای عمارت نباید بفهمن منو تو عقد کردیم
گفت باشه و روشو اونطرف کرد دلهره داشتم میترسیدم دهن لقی کنه و لو بده اونوقت من بودم و هزارتا سوال و جواب حاج سلیمان و معصومه خانوم که سالهاست تو آرزوی دامادیه تنها فرزندشونن.
طوری که مادرم میگفت خدا منو بعد سالها بهشون داده و وقتی به دنیا اومدم دکترا جوابم کرده بودن… همیشه که منو میبینه میگه قربون قد و بالای رشیدت برم که یلی شدی برای خودت، میگه کی فکر می‌کرد بچه ای که دکتر بگه این میمیره حالا سرُمرُ گنده شده همدم منه پیرزن. منم دستاشو میبوسم و آروم میگیرم.
به عمارت رسیدیم یاس های رونده از روی دیوار آویز بودن و عطرش کوچه رو پر کرده بود.
بدون حرف من ساحل از خواب بیدار شد و دستاشو بهم قلاب کرد و کش و قوسی به خودش داد و گفت:
_رسیدیم
_بله رسیدیم… فقط یادت نره دخترا نباید چیزی بفهمن
حرفم براش مبهم بود:
_چیو بفهمن
پوفی کردم و گفتم:
_عقد منو تو رو دیگه…
ابروهاشو داد بالا و بلند گفت:
_آها… حله آقا سلیم خیالت راحت…
اونجا عمارت آقاجون پدر حاج سلیمان بود که به پدرم ارثیه رسید.
درُ بازکردم و با ماشین وارد شدم چه خاطره هایی با دیدن اونجا زنده میشد. خدا بیامرز کربلایی احمد همیشه تو حیاط بود و به باغچه ها رسیدگی می‌کرد و آرزوش بود بره کربلا.
بچه که بودم از آرزوش بهم گفت و تو همون سن قلکمو شکوندم تا با پولش بفرستمش کربلا که وقتی آقاجون فهمید خودش فرستادش.
ماشینُ خاموش کردم و با ساحل سمت خونه رفتیم شبنم همینطور که غر میزد خونه رو هم جارو می‌کرد. با صدای من میل شد و جارو رو خاموش کرد:
_عه آقا شما کی اومدین؟
یه نگاهی از سرتا پای ساحل کرد و گفت:
_هزارماشاالله خوش اومدی به عمارت آقا سلیم
ساحل سربه زیر همون قیافه ی مظلوم سر سفره ی عقدُ به خودش گرفت و تشکر کرد..
از شبنم خواستم ببرش تا با دخترا آشنا بشه، تو جمع دخترا شبنم از همه بزرگتر بود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا